مقابله با خشكسالی های كشاورزی

 

بخش كشاورزی با اختصاص بيش از 90 درصد از آب مصرفی كشور در هنگام خشكسالی بيشترين آسيب را خواهد ديد . مديريت درازمدت منابع آب نيازمند استفاده اقتصادی از آن است . سرمايه گذاری در منابع آب و خاك بايد با توجه به شرايط اقليمی و جغرافيايی كشور انجام گيرد . هر نوع توسعه كشاورزی و صنعتی كه آسيب كمتری به منابع محدود آب و خاك وارد سازد و از تخريب جنگل ها و مراتع جلوگيری كند بايد معمول گردد. كشت گياهان مقاوم به شوری و خشكی و اهميت به تحقيقات و پژوهش های همه جانبه در مورد آب و خاك بايد در اولويت قرار گيرد . مبحث زراعت در مناطق خشك و عنوان خشكسالی به صورت دروس مستقل و با اهميت بايد در برنامه آموزشی دانشكده های كشاورزی وارد شود . با كاربردی نمودن مباحث تئوری بايد اثرات تخريبی خشكسالی را كاهش داد و با اختصاص اعتبارات لازم ، امكان اجرای طرح های اساسی زيربنايی آب و خاك را فراهم ساخت .

    در بخش مديريت مصرف آب تدوين معيارها و ضوابطی كه آلودگی را به حداقل برساند و از تخليه فاضلاب پالايش نشده به منابع آب جلوگيری كند ، می تواند حجم آب جاری و قابل مصرف را چندين برابر افزايش دهد . هر متر مركعب فاضلاب حدود 50 متر مكعب آب سالم را آلوده می كند . چنانچه از پساب پالايش شده فاضلاب ها در كشاورزی استفاده شود به دليل سرشار بودن املاح آن ، بازده محصولات كشاورزی افزايش می يابد . در حال حاضر حدود 66 درصد از حجم آب شيرين قابل استحصال كشور مورد استفاده قرار می گيرد . حفاظت ازاين  مقدار آب بايد مورد توجه ويژه قرار گيرد .

 در بخش آموزش ، آموزش همگانی استفاده از منابع آب بايد سرلوحه كارها قرار گيرد . كودكان و نوجوانان بايد به طبيعت و آب عشق بورزند . پرورش نسلی كه توانائی دورانديشی و تفكر درباره آينده آب ، منابع طبيعی و محيط زيست را داشته باشد بايد بطور جدی در دستوركار مسئولان آموزش كشور قرار گيرد .

در بخش مقابله مستقيم با خشكسالی چنانچه بپذيريم اين موضوع يك پديده ذاتی ناشی از اقليم كشورمان است لازم است برای رويارويی با آن برنامه داشت و براساس اين برنامه به اقدامات مناسب و آگاهانه متوسل شد . همانطوريكه قبلاً نيز ذكر شد كشاورزی بزرگترين عامل مصرف  آب شيرين است . اساسی ترين اصول مديريت منابع طبيعی برای مقابله با خشكسالی گذشته از كنترل جمعيت بايد بر افزايش بازدهی استفاده از آب وتوليد محصولات با ارزش تر استوار باشد .

كاهش سطح زيركشت و انجام عمليات به زراعی ، اصلاح روش های آبياری ، رعايت موازين زيست محيطی ، آبخوان داري ، استفاده از پساب فاضلاب های خانگی در كشاورزی ، جلوگيری از افزايش اراضی كم بازده حركت به طرف غذاهای مصنوعی ، پوشش انهار و افزودن مواد آلی مورد نياز گياه ، باروری ابرها و شيرين كردن آبهای شور از جمله اقدامات افزايش دهنده بازدهی آب به شمار می آيند .